پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

چو رخسارت گل رنگین نباشد

شکر چون لعل تو شیرین نباشد

بدیدم عارض و روی تو گفتم

بدین خوبی گل و نسرین نباشد

نهان داری میان لعل پروین

به لعل اندر نهان پروین نباشد

وفا می‌کن به رغم خوب رویان

که خوبان را وفا آیین نباشد

مکن جور و جفا بر ما از این بیش

جفا بر عاشقان چندین نباشد

اگر چه عاشقان بسیار داری

ولی چون من یکی مسکین نباشد

مرا ای خسرو خوبان چو فرهاد

نصیبی زان لب شیرین نباشد

سری را کآستانت گشت بالین

دگر او را سر بالین نباشد

مرا روزی به دست آید شب وصل

ولیکن چون شب دوشین نباشد

کسی کاو جز به وصلت شادمان نیست

چرا در هجر تو غمگین نباشد

همام اندر غزل دُر می‌چکاند

ز تو باری کم از تحسین نباشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲دوست آن دارد و آن است که جان می‌بخشد
  2. شمارهٔ ۶۳نیِ بی‌نوا ز شکّر به نوا شکرفشان شد
  3. شمارهٔ ۶۴نباتت بر لب شکّر برآمد
  4. شمارهٔ ۶۵برو ای زاهد مغرور و مده ما را پند
  5. شمارهٔ ۶۶میان ما و شما بود پیش از آن پیوند
  6. شمارهٔ ۶۷سر تا قدم به آب حیاتت سرشته‌اند
  7. شمارهٔ ۶۸ماه‌رویان زلف مشکین را پریشان کرده‌اند
  8. شمارهٔ ۶۹عاقلان از غافلان اسرار خود پوشیده‌اند
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.