پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۲

هر کاو سر تو دارد پروای سر ندارد

مست تو تا قیامت از خود خبر ندارد

هر عاشقی که جانش بویت شنیده باشد

سر بی نسیم زلفت از خاک برندارد

تر دامن است هر کاو لافی زند ز عشقت

وان گه دو چشم خود را پیوسته تر ندارد

آنجا که حاضر آید آن شکل و آن شمایل

گر بنگرد به غیری چشمم نظر ندارد

سر تا قدم چو جانی ای آب زندگانی

کاین حسن و این لطافت هرگز بشر ندارد

سرهای عاشقانت بر خاک آستانت

چندان بود که آنجا کس رهگذر ندارد

هر یک به جست و جویی میلی کند به سویی

جانم ز منزل تو عزم سفر ندارد

وصفت چنان که باید دایم همام گوید

هر کان گهر نبخشد هر نی شکر ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴سلطان جان ز عالم علوی نگاه کرد
  2. شمارهٔ ۵۵روی زیبا چون تماشا را به گلزار آورد
  3. شمارهٔ ۵۶جان را به جای جانی جای تو کس نگیرد
  4. شمارهٔ ۵۷رندی و برناپیشه‌ای میر مغان را می‌رسد
  5. شمارهٔ ۵۸دردمندان را ز بوی دوست درمان می‌رسد
  6. شمارهٔ ۵۹جان را به جای زلفت جای دگر نباشد
  7. شمارهٔ ۶۰چو رخسارت گل رنگین نباشد
  8. شمارهٔ ۶۱اگر بختم دهد باری که یارم همنشین باشد
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.