پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

از وقت صبح هست دلم را صفای صبح

جانم منور است به نور لقای صبح

از باد صبح گشت معطر دماغ من

دارد دلم همیشه هوای هوای صبح

یابد یقین ز ظلمت بیگانگی خلاص

هر جان آشنا که شود آشنای صبح

از تیغ صبح لشکر شب منهزم شود

تا شاه اختران بود اندر قفای صبح

ای شب جمال صبح سزای تو می‌دهد

جز روی یار من ندهد کس سزای صبح

این منزل اقامت جای قرار نیست

چون وصل دوست از آن شد لقای صبح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱دلم شکست بدان زلف‌های پرشکنش
  2. شمارهٔ ۵۲هر کاو سر تو دارد پروای سر ندارد
  3. شمارهٔ ۵۳مگر سنگین دل است و جان ندارد
  4. شمارهٔ ۵۴سلطان جان ز عالم علوی نگاه کرد
  5. شمارهٔ ۵۵روی زیبا چون تماشا را به گلزار آورد
  6. شمارهٔ ۵۶جان را به جای جانی جای تو کس نگیرد
  7. شمارهٔ ۵۷رندی و برناپیشه‌ای میر مغان را می‌رسد
  8. شمارهٔ ۵۸دردمندان را ز بوی دوست درمان می‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.