پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

فتنه از بالای تو بالا گرفت

شهر از آن رفتار خوش غوغا گرفت

صانع از روی تو شمعی برفروخت

آتشی زان شمع در دل‌ها گرفت

زلف مشکین تو بر هم زد صبا

مغز ما از بوی آن سودا گرفت

چشم نابینا ز عکس روی تو

حکم چشم روشن بینا گرفت

چون سماع عشق او آغاز شد

گرمی آن بیشتر در ما گرفت

تا همام از عشق او شد باخبر

ترک شمع گنبد خضرا گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶فراق آن قد و قامت قیامت است قیامت
  2. شمارهٔ ۴۷بی آفتاب رویت روزم بود چو مویت
  3. شمارهٔ ۴۸چون کرد دیگر آن بت چابک سوار کوچ
  4. شمارهٔ ۴۹از وقت صبح هست دلم را صفای صبح
  5. شمارهٔ ۵۰یاد باد آن راحت جان یاد باد
  6. شمارهٔ ۵۱دلم شکست بدان زلف‌های پرشکنش
  7. شمارهٔ ۵۲هر کاو سر تو دارد پروای سر ندارد
  8. شمارهٔ ۵۳مگر سنگین دل است و جان ندارد
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.