پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

فراق آن قد و قامت قیامت است قیامت

شکیب از آن لب شیرین غرامت است غرامت

به خدمت تو رسیدن صباح روی تو دیدن

سعادت است سعادت سلامت است سلامت

من از کجا و سلامت که عشق روی تو ورزم

که بر سلامت عاشق ملامت است ملامت

دمی که بی تو برآرم ز عمر خود نشمارم

که زندگانی باطل ندامت است ندامت

همام بر سر کویت هوای باغ ندارد

که در میان بهشتش اقامت است اقامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸چون کرد دیگر آن بت چابک سوار کوچ
  2. شمارهٔ ۴۹از وقت صبح هست دلم را صفای صبح
  3. شمارهٔ ۵۰یاد باد آن راحت جان یاد باد
  4. شمارهٔ ۵۱دلم شکست بدان زلف‌های پرشکنش
  5. شمارهٔ ۵۲هر کاو سر تو دارد پروای سر ندارد
  6. شمارهٔ ۵۳مگر سنگین دل است و جان ندارد
  7. شمارهٔ ۵۴سلطان جان ز عالم علوی نگاه کرد
  8. شمارهٔ ۵۵روی زیبا چون تماشا را به گلزار آورد
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.