پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۸

بشنو حدیث یار ما از ما نه از اغیار ما

شرح لب او می‌دهد شیرینی گفتار ما

دانی چه داریم آرزو سرهای ما در پای او

افتاده بر خاک درش دراعه و دستار ما

با سرو گوید قامتش هستی همین بالا و بس

کو روی و موی نازنین کو شیوه و رفتار ما

هر یک ز ما در انجمن لافی ز مردی می‌زند

بنمای زلف پرشکن تا بشکند پندار ما

گر یک نفس از بندگی یابیم ذوق زندگی

تا حشر شکری می‌کنیم از بخت برخوردار ما

گر چشم مستت را هوس باشد حریفی خوش‌نفس

زحمت مکش هم جنس او اینک دل بیمار ما

باری دگر گویی مکن از آب خالی دیده را

بی شست و شویی کی شود شایسته این دیدار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰منتظر باشند شب‌ها عاشقان ناکرده خواب
  2. شمارهٔ ۱۱چون لبت از مصر کی خیزد نبات
  3. شمارهٔ ۱۲بدیدم چشم مستت رفتم از دست
  4. شمارهٔ ۱۳ترکم زمی مغانه سرمست
  5. شمارهٔ ۱۴سری دارم ز سودای تو سرمست
  6. شمارهٔ ۱۵نه باغ بود و نه انگور و می، نه باده‌پرست
  7. شمارهٔ ۱۶بوی خوشت همره باد صباست
  8. شمارهٔ ۱۷در پی آن می‌دوید دل که نگاری کجاست
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.