پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

نه باغ بود و نه انگور و می، نه باده‌پرست

که دوست داد شرابی به عاشقان الست

هنوز در سر ما هست ذوق آن مستی

حریف مجلس او تا ابد بود سرمست

ز دست و پا و سر ما اثر نبود هنوز

که جان شراب محبت کشید و رفت از دست

اگر چه از شکن زلف خوب رویان شد

دلم شکسته ولی عهد روی او نشکست

ز غیرت است که چندین هزار پرده نور

میان دیده عشاق و روی خویش ببست

گذشت عکس وی از پرده‌ها و پرده ما

درید و زاهد مستور گشت باده پرست

همام را همه شب انتظار خورشید است

خنک دلی که به نور صفات حق پیوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷در پی آن می‌دوید دل که نگاری کجاست
  2. شمارهٔ ۱۸کرد طلوع آفتاب خیز برون بر چراغ
  3. شمارهٔ ۱۹حسنت چو اشتیاق دلم بی‌نهایت است
  4. شمارهٔ ۲۰حسنی که هست روی تو را بی‌نهایت است
  5. شمارهٔ ۲۱خانه امروز بهشت است که رضوان اینجاست
  6. شمارهٔ ۲۲این ز آب وخاک نیست که جانی مصور است
  7. شمارهٔ ۲۳اینک آن روی مبارک که سزای نظر است
  8. شمارهٔ ۲۴بجز از صورت آراسته چیزی دگر است
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.