پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

این ز آب وخاک نیست که جانی مصور است

چشم جهانیان به جمالش منور است

گر زان که نسبتش به عناصر همی‌کنند

آبش مگر ز کوثر و خاکش ز عنبر است

ذکر زبان هر که نظر می‌کند بر او

سبحان من یصور و الله اکبر است

گل پیش ما مریز و دگر ارغوان میار

جانم فدای آن که از این هر دو خوش‌تر است

عنبر میان آتش مجمر چه می‌نهی

ز انفاس دوست مجلس ما خود معطر است

شمع از میان جمع برون بر که امشبم

در خانه روشنایی خورشید انور است

ساقی بیار باده که از مجلس الست

ما را هنوز مستی یک جرعه در سر است

نی نشکنیم از می دنیا خمار خویش

ما را شراب از لب می‌گون دلبر است

جام جهان‌نمای الهی‌ست صورتش

انصاف می‌دهند نظرها که مظهر است

با عاقلان بگوی که اصحاب عشق را

ذوق است رهنمای نه اندیشه رهبر است

در تنگنای لفظ نگنجد بیان ذوق

زان سوی حرف و صوت مقامات دیگر است

چون چشم مست یار دهد می به عاشقان

کی درمیان مجال صراحی و ساغر است

جان همام را نفس صبح و بوی دوست

پرورده‌اند زان نفسش روح‌پرور است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴بجز از صورت آراسته چیزی دگر است
  2. شمارهٔ ۲۵حسن تو را ممالک دل‌ها مسخر است
  3. شمارهٔ ۲۶رویت به هر انجمن دریغ است
  4. شمارهٔ ۲۷بار دل بر تن نهادن کار ارباب دل است
  5. شمارهٔ ۲۸مشتاب ساربان که مرا پای در گل است
  6. شمارهٔ ۲۹یار ما محمل‌نشین و ساربان مستعجل است
  7. شمارهٔ ۳۰تو سلطانی و خورشیدت غلام است
  8. شمارهٔ ۳۱به شب ماهی میان کاروان است
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.