پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

خانه امروز بهشت است که رضوان اینجاست

وقت پروردن جان است که جانان اینجاست

نیست ما را سر بستان و ریاحین امروز

نرگس مست و گل و سرو خرامان اینجاست

خبری از دل ضایع شدۀ زندانی

باز پرسید که آن سرو خرامان اینجاست

من ز غیرت شوم آتشکده‌ای گر یابد

آگهی خضر که اسکندر خوبان اینجاست

شکر از مصر به تبریز میارید دگر

کان شکر را چه محل این شکرستان اینجاست

هر که او را ادب مجلس شاهان نبود

گو بدین در مگذارید که سلطان اینجاست

بندگی را کمر امروز ببندید به جان

چون نبندیم میان یوسف دوران اینجاست

چشم و ابروی تو کردند اشارت به همام

که از این حسن و ملاحت بگذر کان اینجاست

ماه خود کیست ندارم سر خورشید فلک

سایه لطف خدا روح دل و جان اینجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳اینک آن روی مبارک که سزای نظر است
  2. شمارهٔ ۲۴بجز از صورت آراسته چیزی دگر است
  3. شمارهٔ ۲۵حسن تو را ممالک دل‌ها مسخر است
  4. شمارهٔ ۲۶رویت به هر انجمن دریغ است
  5. شمارهٔ ۲۷بار دل بر تن نهادن کار ارباب دل است
  6. شمارهٔ ۲۸مشتاب ساربان که مرا پای در گل است
  7. شمارهٔ ۲۹یار ما محمل‌نشین و ساربان مستعجل است
  8. شمارهٔ ۳۰تو سلطانی و خورشیدت غلام است
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.