پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

حسنی که هست روی تو را بی‌نهایت است

خوب است گل ولی نمک اینجا به غایت است

افسانه‌های خسرو و شیرین ز حد گذشت

ما و حدیث روی تو کانها حکایت است

من فارغم ز مصر که در دولت لبت

امروز کان قند و شکر این ولایت است

افکند سایه زلف تو بر عارض خوشت

ظلمت نگر که نور مهش در حمایت است

من کیستم که دست به زلفت کنم دراز

بویش صبا اگر به من آرد کفایت است

از بهر عاشقان تو در شرع کفر و دین

اوصاف روی و موی تو محکم روایت است

هشیار کی شود دل سرگشته ای همام

چون مستیش ز نرگس مستت کفایت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲این ز آب وخاک نیست که جانی مصور است
  2. شمارهٔ ۲۳اینک آن روی مبارک که سزای نظر است
  3. شمارهٔ ۲۴بجز از صورت آراسته چیزی دگر است
  4. شمارهٔ ۲۵حسن تو را ممالک دل‌ها مسخر است
  5. شمارهٔ ۲۶رویت به هر انجمن دریغ است
  6. شمارهٔ ۲۷بار دل بر تن نهادن کار ارباب دل است
  7. شمارهٔ ۲۸مشتاب ساربان که مرا پای در گل است
  8. شمارهٔ ۲۹یار ما محمل‌نشین و ساربان مستعجل است
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.