پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

حسنت چو اشتیاق دلم بی‌نهایت است

وز عاشقان فراغت یارم به غایت است

با چشم مست و زلف پریشان نهادِ او

همرنگ می‌شویم چه جای کنایت است

عارف ز حال گوید و عالم ز دیگران

ما و حدیث عشق تو کانها حکایت است

چشم تو راست کرد به دل تیر غمزه را

شادم که التفات دلیل عنایت است

دل از میان ظلمت مویت نگاه کرد

روی تو دید گفت امید هدایت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱خانه امروز بهشت است که رضوان اینجاست
  2. شمارهٔ ۲۲این ز آب وخاک نیست که جانی مصور است
  3. شمارهٔ ۲۳اینک آن روی مبارک که سزای نظر است
  4. شمارهٔ ۲۴بجز از صورت آراسته چیزی دگر است
  5. شمارهٔ ۲۵حسن تو را ممالک دل‌ها مسخر است
  6. شمارهٔ ۲۶رویت به هر انجمن دریغ است
  7. شمارهٔ ۲۷بار دل بر تن نهادن کار ارباب دل است
  8. شمارهٔ ۲۸مشتاب ساربان که مرا پای در گل است
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.