پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

اینک آن روی مبارک که سزای نظر است

مه چه باشد که ز خورشید بسی خوب‌تر است

روح پاک است مصور شده از بهر نظر

ور نه این حسن نه اندازه روی بشر است

سخنت آب حیات است و نفس مشک و عبیر

هر دو را از لب شیرینْت گذر بر شکر است

هر حدیثی که رود پیش هوادارانت

بجز افسانه عشق تو همه دردسر است

رشکم آید که نظر بر دگری اندازی

یا از آیینه که از عکس رخت بی‌خبر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵حسن تو را ممالک دل‌ها مسخر است
  2. شمارهٔ ۲۶رویت به هر انجمن دریغ است
  3. شمارهٔ ۲۷بار دل بر تن نهادن کار ارباب دل است
  4. شمارهٔ ۲۸مشتاب ساربان که مرا پای در گل است
  5. شمارهٔ ۲۹یار ما محمل‌نشین و ساربان مستعجل است
  6. شمارهٔ ۳۰تو سلطانی و خورشیدت غلام است
  7. شمارهٔ ۳۱به شب ماهی میان کاروان است
  8. شمارهٔ ۳۲در شهر بگویید چه فریاد و فغان است
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.