پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

کرد طلوع آفتاب خیز برون بر چراغ

منزل ما ز آفتاب چون دل اهل صفاست

فتنهٔ صورت شود گو دل لعبت پرست

جان که به معنی رسید غافل از این ماجراست

بود دلم بت پرست از کف ایشان بجست

دوست چو آمد به دست بت شکنی کار ماست

چشم صوربین بود بی خبر از حال دل

دیده دل را نظر بر صفت کبریاست

چند زنی ای همام لاف ز سودای او

عاشق و حیران دوست بسته در این ماجراست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰حسنی که هست روی تو را بی‌نهایت است
  2. شمارهٔ ۲۱خانه امروز بهشت است که رضوان اینجاست
  3. شمارهٔ ۲۲این ز آب وخاک نیست که جانی مصور است
  4. شمارهٔ ۲۳اینک آن روی مبارک که سزای نظر است
  5. شمارهٔ ۲۴بجز از صورت آراسته چیزی دگر است
  6. شمارهٔ ۲۵حسن تو را ممالک دل‌ها مسخر است
  7. شمارهٔ ۲۶رویت به هر انجمن دریغ است
  8. شمارهٔ ۲۷بار دل بر تن نهادن کار ارباب دل است
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.