پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

بدیدم چشم مستت رفتم از دست

کوام آذر دلی بو کو نبی مست

دلم خود رفت و می‌دانم که روزی

به مهرت هم بشی خوش‌یانم اژ دست

به آب زندگی ای خوش عبارت

لوانت لاو چَمَن دیل و گیان بست

دمی بر عاشق خود مهربان باش

کژی سر مهر ورزی گست بو گست

اگر روزی نبینم روی خوبت

بشان شهرانره او سر زنان دست

به مهرت گر همام از جان برآید

مواژش کان یوان بمرت و وارست

گرم خا وا کری بشتم بوینی

بیویت خته بوم ژاهنام سرمست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴سری دارم ز سودای تو سرمست
  2. شمارهٔ ۱۵نه باغ بود و نه انگور و می، نه باده‌پرست
  3. شمارهٔ ۱۶بوی خوشت همره باد صباست
  4. شمارهٔ ۱۷در پی آن می‌دوید دل که نگاری کجاست
  5. شمارهٔ ۱۸کرد طلوع آفتاب خیز برون بر چراغ
  6. شمارهٔ ۱۹حسنت چو اشتیاق دلم بی‌نهایت است
  7. شمارهٔ ۲۰حسنی که هست روی تو را بی‌نهایت است
  8. شمارهٔ ۲۱خانه امروز بهشت است که رضوان اینجاست
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.