پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

ترکم زمی مغانه سرمست

می‌آمد و عقل رفته از دست

مخمور ز باده چشم جادو

شوریده ز باد زلف چون شست

در باره سوار بود چون دید

رخسار مرا ز زین فروجست

دستم به لب چو لعل بوسید

و اندر قدمم چو خاک شد پست

برداشت ز خاک رخ پس آنگه

بنشاند مرا و خویش ننشست

یک شیشه شراب داشت با خود

زان باده که جرعه‌ای کند مست

پر کرد و یکی قدح به من داد

واخوردم و دل ز غصه وارست

چون مست شدم ز باده گفتم

ای ترک کنون که توبه بشکست،

درده می ارغوان و گر نیست

دستار من از در گرو هست

ترکم چو شنید همچو جوزا

در خدمت من نطاق دربست

میداد شراب ناب و نقلم

از پسته خویش داد پیوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵نه باغ بود و نه انگور و می، نه باده‌پرست
  2. شمارهٔ ۱۶بوی خوشت همره باد صباست
  3. شمارهٔ ۱۷در پی آن می‌دوید دل که نگاری کجاست
  4. شمارهٔ ۱۸کرد طلوع آفتاب خیز برون بر چراغ
  5. شمارهٔ ۱۹حسنت چو اشتیاق دلم بی‌نهایت است
  6. شمارهٔ ۲۰حسنی که هست روی تو را بی‌نهایت است
  7. شمارهٔ ۲۱خانه امروز بهشت است که رضوان اینجاست
  8. شمارهٔ ۲۲این ز آب وخاک نیست که جانی مصور است
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.