پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱

چون لبت از مصر کی خیزد نبات

کز نباتت می‌چکد آب حیات

دوستانت ز آب حیوان بی‌نصیب

تشنگان جان داده نزدیک فرات

صانع از روی تو شمعی برفروخت

دفع ظلمت را میان کاینات

پیش نقش رویت ایمان آورند

بت‌پرستان زمین سومنات

بود در خوبان نظر کردن حرام

حسنت آمد کرد محو سیئات

از کمند زلف جان‌آویز تو

جان ندارد هر که می‌جوید نجات

صبر فرمایی مرا در عاشقی

چون نمایم بر سر آتش ثبات

گر کند چشمت به درویشان نظر

مایه حسن تو را باشد زکات

زندگانی را ز سر گیرد همام

گر به خاکش بگذری بعد از وفات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳ترکم زمی مغانه سرمست
  2. شمارهٔ ۱۴سری دارم ز سودای تو سرمست
  3. شمارهٔ ۱۵نه باغ بود و نه انگور و می، نه باده‌پرست
  4. شمارهٔ ۱۶بوی خوشت همره باد صباست
  5. شمارهٔ ۱۷در پی آن می‌دوید دل که نگاری کجاست
  6. شمارهٔ ۱۸کرد طلوع آفتاب خیز برون بر چراغ
  7. شمارهٔ ۱۹حسنت چو اشتیاق دلم بی‌نهایت است
  8. شمارهٔ ۲۰حسنی که هست روی تو را بی‌نهایت است
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.