پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۷

مکن ای دوست ملامت من سودایی را

که تو روزی نکشیدی غم تنهایی را

صبرم از دوست مفرمای که هرگز با هم

اتفاقی نبود عشق و شکیبایی را

مطلب دانش از آن کس که بر آب دیده

شسته باشد ورق دفتر دانایی را

دیده خون گشت ز دیدار نگارم محروم

بهر خوبان بکشم منت بینایی را

ننگرد مردم چشمم به جمالی دیگر

کاعتباری نبود مردم هرجایی را

گر زبانم نکند یاد تو خاموشی به

عاشقم بهر سخن‌های تو گویایی را

آفریده‌ست تو را بهر بهشت‌آرایی

چون گل و لاله و نرگس چمن‌آرایی را

روی‌ها را همه دارند ز زیبایی دوست

دوست دارم سبب روی تو زیبایی را

چون نظر کرد به چشم و سر زلف تو همام

یافت مستی و پریشانی و شیدایی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹چشم مستش دوش می‌دیدم به خواب
  2. شمارهٔ ۱۰منتظر باشند شب‌ها عاشقان ناکرده خواب
  3. شمارهٔ ۱۱چون لبت از مصر کی خیزد نبات
  4. شمارهٔ ۱۲بدیدم چشم مستت رفتم از دست
  5. شمارهٔ ۱۳ترکم زمی مغانه سرمست
  6. شمارهٔ ۱۴سری دارم ز سودای تو سرمست
  7. شمارهٔ ۱۵نه باغ بود و نه انگور و می، نه باده‌پرست
  8. شمارهٔ ۱۶بوی خوشت همره باد صباست
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.