پرش به محتوای اصلی
همام تبریزی همام تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵

داشتم روزی نگاری یاد می‌آید مرا

هر زمان از یاد او فریاد می‌آید مرا

مجمع اصحاب و وصل یار و ایام شباب

همچو برق تیزرو با یاد می‌آید مرا

هر دو چشم اشک‌ریزم در فراق دوستان

نیل مصر و دجله بغداد می‌آید مرا

با خیال قامت او عشق‌بازی می‌کنم

چون نظر بر سرو و بر شمشاد می‌آید مرا

آن چنان بر روزگار بی‌وفا منکر شدم

کز توهم داد هم بیداد می‌آید مرا

نقش‌های چرخ را بی‌اصل می‌بینم تمام

کارهای دهر بی‌بنیاد می‌آید مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷مکن ای دوست ملامت من سودایی را
  2. شمارهٔ ۸بشنو حدیث یار ما از ما نه از اغیار ما
  3. شمارهٔ ۹چشم مستش دوش می‌دیدم به خواب
  4. شمارهٔ ۱۰منتظر باشند شب‌ها عاشقان ناکرده خواب
  5. شمارهٔ ۱۱چون لبت از مصر کی خیزد نبات
  6. شمارهٔ ۱۲بدیدم چشم مستت رفتم از دست
  7. شمارهٔ ۱۳ترکم زمی مغانه سرمست
  8. شمارهٔ ۱۴سری دارم ز سودای تو سرمست
همه‌ی غزلیات ←

همام تبریزی درباره‌ی همام تبریزی

محمد پسر فریدون همام تبریزی شاعر پارسی سرای قرن هفتم در سال ۶۳۶ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در سرودن غزل توانایی بالایی داشت. همام دوستدار سعدی شیرازی بود و در غزلیاتش به استقبال اشعار او رفته است و با او مکاتبات فراوانی داشته است. بنابر برخی از یادداشتهای تاریخی سعدی شیرازی در سفرش به آذربایجان با همام ملاقات داش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.