پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی

قصاب کاشانی

غزلیات

۳۱۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ ای دل همیشه طالب دیدار یار باش
  2. شمارهٔ ۱۸۲ قانع دلا به خشک و تر روزگار باش
  3. شمارهٔ ۱۸۳ مهی دارم که هرگه پرده بردارد ز رخسارش
  4. شمارهٔ ۱۸۴ به پاسبانی یک قطره آب گوهر خویش
  5. شمارهٔ ۱۸۵ ماییم و درد و داغ دل بی‌قرار خویش
  6. شمارهٔ ۱۸۶ هزار حیف کزین عمر پنج‌روزه خویش
  7. شمارهٔ ۱۸۷ صدای بال جبریل است آواز پر تیرش
  8. شمارهٔ ۱۸۸ بدان قرار که تن را بود به جان اخلاص
  9. شمارهٔ ۱۸۹ عشق آمد و مرا ز الم می‌کند خلاص
  10. شمارهٔ ۱۹۰ می‌کند بی‌گنه‌ام هر نفس آن یار قصاص
  11. شمارهٔ ۱۹۱ منم فتاده به راه تو خاکسار مشخّص
  12. شمارهٔ ۱۹۲ ای پای تا به سر همه عضوت تمام، فیض
  13. شمارهٔ ۱۹۳ چندان‌که حمد و سجده بود در نماز فرض
  14. شمارهٔ ۱۹۴ می‌دهد هر ساعتی چشمش شرابم ز اعتراض
  15. شمارهٔ ۱۹۵ می‌رسد هر لحظه زخم تازه بر جان بی‌غلط
  16. شمارهٔ ۱۹۶ دل به دهر حیله‌گر دادم غلط کردم غلط
  17. شمارهٔ ۱۹۷ یار هجران وفا کند به غلط
  18. شمارهٔ ۱۹۸ چون سبزه از کنار گلستان دمیده خط
  19. شمارهٔ ۱۹۹ به هر کجا که روی باشدت خدا حافظ
  20. شمارهٔ ۲۰۰ گوییا خط عارض آن دل‌ربا را کرده حفظ
  21. شمارهٔ ۲۰۱ مرا که هست ز هر باب کردگار حفیظ
  22. شمارهٔ ۲۰۲ من که در بزم تو دارم راه پایی همچو شمع
  23. شمارهٔ ۲۰۳ ای ز رخسار تو شب سوختن آموخته شمع
  24. شمارهٔ ۲۰۴ هم در زمین و هم به سما می‌کنم سماع
  25. شمارهٔ ۲۰۵ ای قدّ تو چون معنی برجسته مصرع
  26. شمارهٔ ۲۰۶ لب آن شوخ طالب علم خندان است در واقع
  27. شمارهٔ ۲۰۷ ز دیدن تو شود دیده را حیا مانع
  28. شمارهٔ ۲۰۸ بسوز بر تن خاکی ز داغ یار چراغ
  29. شمارهٔ ۲۰۹ تنها نه دل لاله کباب است در این باغ
  30. شمارهٔ ۲۱۰ رویت از آیینه ای دلدار می‌گیرم سراغ
  31. شمارهٔ ۲۱۱ روز و شب در بزم دوران بی‌قرارم همچو دف
  32. شمارهٔ ۲۱۲ دیده تا چند به دیوار تو یا شاه نجف
  33. شمارهٔ ۲۱۳ مقصد عاشق همین یار است دنیا بر طرف
  34. شمارهٔ ۲۱۴ گر نخواهی سازدت در بزم بی‌مقدار حرف
  35. شمارهٔ ۲۱۵ غم از آیینه خاطر زدودم تا شدم عاشق
  36. شمارهٔ ۲۱۶ گشت آن روزی که پیدا در سرم سودای عشق
  37. شمارهٔ ۲۱۷ می‌روم تا کوی جانان آخر از تأثیر عشق
  38. شمارهٔ ۲۱۸ کم خور ای روشن‌ضمیر از سفره دو نان نمک
  39. شمارهٔ ۲۱۹ ای در نظرم نشو و نمای تو مبارک
  40. شمارهٔ ۲۲۰ پس از وفاتم اگر بگذری تو بر سر خاک
  41. شمارهٔ ۲۲۱ دهری که از او کام روا نیست چه حاصل
  42. شمارهٔ ۲۲۲ عالم همه باطل غم عالم همه باطل
  43. شمارهٔ ۲۲۳ برنمی‌آید به کار کس ثبات بی‌محل
  44. شمارهٔ ۲۲۴ نمی‌رفتم برون از جاده گر هشیار می‌بودم
  45. شمارهٔ ۲۲۵ ز حرف مدعی از الفت دلدار می‌ترسم
  46. شمارهٔ ۲۲۶ ای شمع دل‌افروز به قربان تو گردم
  47. شمارهٔ ۲۲۷ بیا که بی تو دمی نیست که اضطراب ندارم
  48. شمارهٔ ۲۲۸ تا بار عشق بر دل پرغم گذاشتیم
  49. شمارهٔ ۲۲۹ ما اسیران همه مرغان خوش‌الحان همیم
  50. شمارهٔ ۲۳۰ شد گرم تمنای تو سودای نگاهم
  51. شمارهٔ ۲۳۱ من آن نخلم که چون در موسم حاصل ثمر ریزم
  52. شمارهٔ ۲۳۲ به عشق تو گر سر نبازم چه سازم
  53. شمارهٔ ۲۳۳ تا خون خویش در ره جانانه ریختیم
  54. شمارهٔ ۲۳۴ میان خوب‌رویان تا نمودند انتخاب از هم
  55. شمارهٔ ۲۳۵ در عشق عاقبت به بلا مبتلا شدیم
  56. شمارهٔ ۲۳۶ چگونه پیش تو آیم فسانه‌ای که ندارم
  57. شمارهٔ ۲۳۷ زآتش عشق تو در هرجا که مأوا می‌کنم
  58. شمارهٔ ۲۳۸ ای خوش آن روز که از خواب گران برخیزم
  59. شمارهٔ ۲۳۹ عاشقم عاشقم به یار قسم
  60. شمارهٔ ۲۴۰ در هر دو جهان عاقل و فرزانه نباشم

متن اشعار به نقل از گنجور.