پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی

قصاب کاشانی

غزلیات

۳۱۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ بر میان تاری ز زلف یار می‌خواهد دلم
  2. شمارهٔ ۲۴۲ مردیم ز غم تا به تو خودکام رسیدیم
  3. شمارهٔ ۲۴۳ شبی ای مه به پابوست رسیدن آرزو دارم
  4. شمارهٔ ۲۴۴ سوختم مهر یار را نازم
  5. شمارهٔ ۲۴۵ درون آشیان از بیضه تا من سر برآوردم
  6. شمارهٔ ۲۴۶ گر در این ظلمت چراغی پیش پا می‌داشتم
  7. شمارهٔ ۲۴۷ ای ز آتش حسن تو شبستان وفا گرم
  8. شمارهٔ ۲۴۸ کارم ز عقل راست نشد بر جنون زدم
  9. شمارهٔ ۲۴۹ کجاست دیده که رو سوی یار خویش کنم
  10. شمارهٔ ۲۵۰ به بزم دهر حرف دشمنی عام است می‌دانم
  11. شمارهٔ ۲۵۱ تا چون نگه توان شد دور از میان مردم
  12. شمارهٔ ۲۵۲ بهر قتلم داد پیغامی که من می‌خواستم
  13. شمارهٔ ۲۵۳ با آنکه در قلمرو هستی یگانه‌ام
  14. شمارهٔ ۲۵۴ گفت دلبر بر من از حسرت نگر گفتم به‌چشم
  15. شمارهٔ ۲۵۵ همان به دیده غباری که داشتم دارم
  16. شمارهٔ ۲۵۶ زنم گردم غبار خاطر دلدار می‌گردم
  17. شمارهٔ ۲۵۷ روزی به دو زانو بر دلدار نشستم
  18. شمارهٔ ۲۵۸ به چشم کم مبین بر آن من در خسته‌جانی هم
  19. شمارهٔ ۲۵۹ ساقی کجاست کز می گلگون نشسته باشیم
  20. شمارهٔ ۲۶۰ شدم تسلیم درکوی تو منزل را تماشا کن
  21. شمارهٔ ۲۶۱ ساقی بیا و در قدح از لطف باده کن
  22. شمارهٔ ۲۶۲ داغ دل را کرد از چاک آشکارا پیرهن
  23. شمارهٔ ۲۶۳ نه همچون خال بر کنج لبش جا می‌توان کردن
  24. شمارهٔ ۲۶۴ عمری است سراسر که به آزار منم من
  25. شمارهٔ ۲۶۵ خوش عشرتی است با دل دانا گریستن
  26. شمارهٔ ۲۶۶ کی شود معلوم هر بیگانه‌ شرح حال من
  27. شمارهٔ ۲۶۷ سرکن سخن از آن لب و دفع ممات کن
  28. شمارهٔ ۲۶۸ شوی هرجا دچار چشمش اظهار محبت کن
  29. شمارهٔ ۲۶۹ ای که خاک آستانت سجده‌گاه عاشقان
  30. شمارهٔ ۲۷۰ سراپایم چمن شد بس گل حسرت دمید از من
  31. شمارهٔ ۲۷۱ عالما علم ز دل‌ها نه تو داری و نه من
  32. شمارهٔ ۲۷۲ حسن تو از نور است و جان، نیمی از این نیمی از آن
  33. شمارهٔ ۲۷۳ من نمی‌گویم که منع نرگس غماز کن
  34. شمارهٔ ۲۷۴ مرا که نیست دمی روح در بدن بی تو
  35. شمارهٔ ۲۷۵ عالمی را کرده سرگردان طواف کوی تو
  36. شمارهٔ ۲۷۶ درد او هرچند بسیار است در جان باش گو
  37. شمارهٔ ۲۷۷ رفتی ز چشم و ماند به‌جا ماجرای تو
  38. شمارهٔ ۲۷۸ بیا ای بلبل از من گفتگوهای حزین بشنو
  39. شمارهٔ ۲۷۹ حدیث شام هجر از بلبل طرف چمن بشنو
  40. شمارهٔ ۲۸۰ به خطّش می‌توان گردید رام آهسته آهسته
  41. شمارهٔ ۲۸۱ می‌رسی از راه و بهر ما صفا آورده‌ای
  42. شمارهٔ ۲۸۲ شد از فراق توام قامت کشیده خمیده
  43. شمارهٔ ۲۸۳ منم در عاشقی هم‌طالع پروانه افتاده
  44. شمارهٔ ۲۸۴ ای نگه با نظرت هم می و هم میخانه
  45. شمارهٔ ۲۸۵ با صبر ساختم به وفا می‌برم پناه
  46. شمارهٔ ۲۸۶ کی جز لبش به جای دگر می‌برم پناه
  47. شمارهٔ ۲۸۷ ترک سر ناگفته دل بر مهر جانان بسته‌ای
  48. شمارهٔ ۲۸۸ ای شب‌چراغ دل‌ها صهباست در پیاله
  49. شمارهٔ ۲۸۹ دلا به کار جهان اضطراب یعنی چه
  50. شمارهٔ ۲۹۰ ز خود در عشق چون پروانه باید بی‌خبر گردی
  51. شمارهٔ ۲۹۱ تا کی به بزم شوق غمت جا کند کسی
  52. شمارهٔ ۲۹۲ تا کی فراق‌نامه‌ات انشا کند کسی
  53. شمارهٔ ۲۹۳ شود بس از نگاهی عارض آن تندخو رنگی
  54. شمارهٔ ۲۹۴ به قدر دوستی بر حال مشتاقان نظر داری
  55. شمارهٔ ۲۹۵ آنکه رخ بنمود و روشن ساخت جان در تن تویی
  56. شمارهٔ ۲۹۶ رخ نمودی عاشقم کردی گذشتی یار هی
  57. شمارهٔ ۲۹۷ یاد ما هرگز نکردی یار هی
  58. شمارهٔ ۲۹۸ جان من گر شدی از صحبت من سیر بگوی
  59. شمارهٔ ۲۹۹ می‌کنم کعبه صفت طوف سر کوی کسی
  60. شمارهٔ ۳۰۰ هرگز به کام دل ننشستیم رو‌به‌روی

متن اشعار به نقل از گنجور.