پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۲

حسن تو از نور است و جان، نیمی از این نیمی از آن

وز شیر و شکّر آن دهان، نیمی از این نیمی از آن

آب نبات و انگبین بسیار جمع آمد که شد

لعل تو ای شیرین زبان نیمی از این نیمی از آن

رو داد چندین گفتگو با مشگ و عنبر تا از آن

خال رخت آمد عیان نیمی از این نیمی از آن

گویا قد سرو تو را با جان و دل در این چمن

پیوند کرده باغبان نیمی از این نیمی از آن

در گلشن خوبی شده از لاله و گل عارضت

ای دل نواز عاشقان نیمی از این نیمی از آن

آشوب این نه آسمان یا شورش کون و مکان

شد پیچ و تاب آن میان نیمی از این نیمی از آن

در چشم مستت هر یکی دارند نیمی از دلم

آسان گرفتن کی توان نیمی از این نیمی از آن

زد از جمال لاله‌گون وز چشم مست پرفسون

قصاب را آتش به جان نیمی از این نیمی از آن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۴مرا که نیست دمی روح در بدن بی تو
  2. شمارهٔ ۲۷۵عالمی را کرده سرگردان طواف کوی تو
  3. شمارهٔ ۲۷۶درد او هرچند بسیار است در جان باش گو
  4. شمارهٔ ۲۷۷رفتی ز چشم و ماند به‌جا ماجرای تو
  5. شمارهٔ ۲۷۸بیا ای بلبل از من گفتگوهای حزین بشنو
  6. شمارهٔ ۲۷۹حدیث شام هجر از بلبل طرف چمن بشنو
  7. شمارهٔ ۲۸۰به خطّش می‌توان گردید رام آهسته آهسته
  8. شمارهٔ ۲۸۱می‌رسی از راه و بهر ما صفا آورده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.