پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

به خطّش می‌توان گردید رام آهسته آهسته

که قرآن می‌توان خواندن تمام آهسته آهسته

ز صیادی که من می‌بینم اینک می‌کشد آخر

به بوی خال عالم را به دام آهسته آهسته

رخت چون دید زان رشگی که می‌دارند مهرویان

هلالی شد ز غم ماه تمام آهسته آهسته

گرانی‌های پا از سایه می‌سازد زمین‌گیرم

به هر جا می‌نهم از ضعف گام آهسته آهسته

گهی در تاب زلفم پاره‌ای در تاب رخسارم

به حسرت می‌گذارم صبح و شام آهسته آهسته

فلک قصاب گویی در جهان خون سیاووش است

ز من می‌گیرد اینک انتقام آهسته آهسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲شد از فراق توام قامت کشیده خمیده
  2. شمارهٔ ۲۸۳منم در عاشقی هم‌طالع پروانه افتاده
  3. شمارهٔ ۲۸۴ای نگه با نظرت هم می و هم میخانه
  4. شمارهٔ ۲۸۵با صبر ساختم به وفا می‌برم پناه
  5. شمارهٔ ۲۸۶کی جز لبش به جای دگر می‌برم پناه
  6. شمارهٔ ۲۸۷ترک سر ناگفته دل بر مهر جانان بسته‌ای
  7. شمارهٔ ۲۸۸ای شب‌چراغ دل‌ها صهباست در پیاله
  8. شمارهٔ ۲۸۹دلا به کار جهان اضطراب یعنی چه
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.