پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۱

می‌رسی از راه و بهر ما صفا آورده‌ای

از دیار حسن سوقات وفا آورده‌ای

بر متاع حسن اگر نازی کنی می‌زیبدت

تاجر حسنی تو و جنس حیا آورده‌ای

آنچه می‌بینیم و از حسن تو هم یوسف نداشت

این همه لطف و ملاحت از کجا آورده‌ای

این خط سبز است بر دور لب چون شکرت

یا برات تازه بهر قتل ما آورده‌ای

می‌توانی کشت از نظّاره‌ای قصاب را

گر شکرخندی برای خون‌بها آورده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۳منم در عاشقی هم‌طالع پروانه افتاده
  2. شمارهٔ ۲۸۴ای نگه با نظرت هم می و هم میخانه
  3. شمارهٔ ۲۸۵با صبر ساختم به وفا می‌برم پناه
  4. شمارهٔ ۲۸۶کی جز لبش به جای دگر می‌برم پناه
  5. شمارهٔ ۲۸۷ترک سر ناگفته دل بر مهر جانان بسته‌ای
  6. شمارهٔ ۲۸۸ای شب‌چراغ دل‌ها صهباست در پیاله
  7. شمارهٔ ۲۸۹دلا به کار جهان اضطراب یعنی چه
  8. شمارهٔ ۲۹۰ز خود در عشق چون پروانه باید بی‌خبر گردی
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.