پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

حدیث شام هجر از بلبل طرف چمن بشنو

رموز غنچه را گل‌چین چه می‌داند ز من بشنو

نظربازی تو را دور از عزیز خویش می‌سازد

بپوشان دیده را از مصر و بوی پیرهن بشنو

به باغ از عندلیبان نکته‌ پردازی چه می‌پرسی

بیا از من زمانی وصف آن گل‌پیرهن بشنو

دلی در آتش و از گریه در آب نمک دارم

اگر آهی کشم بوی کبابم از دهن بشنو

چو مار از بیم قهرت شعله در زنهار می‌آید

اگر باور نمی‌داری ز شمع انجمن بشنو

پس از مردن گذارت اوفتد گر بر سر خاکم

نوای های‌های الفراقم از کفن بشنو

بیا ای دل‌ربا قصاب را گردان فدای خود

تأمل چیست قربان سرت گردم سخن بشنو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱می‌رسی از راه و بهر ما صفا آورده‌ای
  2. شمارهٔ ۲۸۲شد از فراق توام قامت کشیده خمیده
  3. شمارهٔ ۲۸۳منم در عاشقی هم‌طالع پروانه افتاده
  4. شمارهٔ ۲۸۴ای نگه با نظرت هم می و هم میخانه
  5. شمارهٔ ۲۸۵با صبر ساختم به وفا می‌برم پناه
  6. شمارهٔ ۲۸۶کی جز لبش به جای دگر می‌برم پناه
  7. شمارهٔ ۲۸۷ترک سر ناگفته دل بر مهر جانان بسته‌ای
  8. شمارهٔ ۲۸۸ای شب‌چراغ دل‌ها صهباست در پیاله
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.