پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵

می‌رسد هر لحظه زخم تازه بر جان بی‌غلط

کرده مژگانت دلم را تیرباران بی‌غلط

عمر جاویدان نهان در چشمه لب‌های او است

می‌دهد خضرم نشان آب حیوان بی‌غلط

نیست جز لعل تو درمان در جهان درد مرا

نسخه می‌بندد طبیب دردمندان بی‌غلط

از فریب کفر چشمش نیستم ایمن اگر

رو کند بر قبله آن برگشته مژگان بی‌غلط

مدعای دل سراغ غنچه لب‌های او است

می‌کند هر صبحدم سیر گلستان بی‌غلط

قاتل فرهاد شیرین بود از آن غافل مباش

گر شود آن لعل شکّربار خندان بی‌غلط

بر سر راهش نشین قصاب پنهان از نظر

شاید آن شوخت کند امروز قربان بی‌غلط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷یار هجران وفا کند به غلط
  2. شمارهٔ ۱۹۸چون سبزه از کنار گلستان دمیده خط
  3. شمارهٔ ۱۹۹به هر کجا که روی باشدت خدا حافظ
  4. شمارهٔ ۲۰۰گوییا خط عارض آن دل‌ربا را کرده حفظ
  5. شمارهٔ ۲۰۱مرا که هست ز هر باب کردگار حفیظ
  6. شمارهٔ ۲۰۲من که در بزم تو دارم راه پایی همچو شمع
  7. شمارهٔ ۲۰۳ای ز رخسار تو شب سوختن آموخته شمع
  8. شمارهٔ ۲۰۴هم در زمین و هم به سما می‌کنم سماع
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.