پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۹

به هر کجا که روی باشدت خدا حافظ

بود همیشه تو را ز آفت سما حافظ

به هر اراده که داری رسی به مطلب دل

ز هر دلی گذری گرددت دعا حافظ

اگرچه گل ز نسیم صبا خطر دارد

تو آن گلی که بود دائمت صبا حافظ

به‌ خاطر تو گزندی ز چشم بد نرساد

بود تو را ز همه دردها دوا حافظ

فکند اگر گرهی روزگار در کارت

مدار بیم که باشد گره‌گشا حافظ

مرا امید که از آفت زمانه بود

تو را دعای سحرگاه پیر ما حافظ

امید آنکه به دنیا و آخرت قصاب

بود مدام تو را شاه اولیا حافظ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۱مرا که هست ز هر باب کردگار حفیظ
  2. شمارهٔ ۲۰۲من که در بزم تو دارم راه پایی همچو شمع
  3. شمارهٔ ۲۰۳ای ز رخسار تو شب سوختن آموخته شمع
  4. شمارهٔ ۲۰۴هم در زمین و هم به سما می‌کنم سماع
  5. شمارهٔ ۲۰۵ای قدّ تو چون معنی برجسته مصرع
  6. شمارهٔ ۲۰۶لب آن شوخ طالب علم خندان است در واقع
  7. شمارهٔ ۲۰۷ز دیدن تو شود دیده را حیا مانع
  8. شمارهٔ ۲۰۸بسوز بر تن خاکی ز داغ یار چراغ
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.