پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۴

هم در زمین و هم به سما می‌کنم سماع

چون نخل شعله در همه‌جا می‌کنم سماع

چون کاه باد برده به هر جا که می‌روم

در اشتیاق کاهربا می‌کنم سماع

جام میم پر از می و در دست رعشه‌دار

دور از صدای ساز و نوا می‌کنم سماع

چون ذره‌ای که می‌شود از آفتاب دور

تا گشته‌ام ز یار جدا می‌کنم سماع

در چشم اهل دل اثرم هست و بود نیست

عکسم من و در آینه‌ها می‌کنم سماع

یک‌جا عروسی است و دگرجای ماتم است

من در میان خوف و رجا می‌کنم سماع

قصاب طرفه شور جنونی است بر سرم

در آرزوی دار صفا می‌کنم سماع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۶لب آن شوخ طالب علم خندان است در واقع
  2. شمارهٔ ۲۰۷ز دیدن تو شود دیده را حیا مانع
  3. شمارهٔ ۲۰۸بسوز بر تن خاکی ز داغ یار چراغ
  4. شمارهٔ ۲۰۹تنها نه دل لاله کباب است در این باغ
  5. شمارهٔ ۲۱۰رویت از آیینه ای دلدار می‌گیرم سراغ
  6. شمارهٔ ۲۱۱روز و شب در بزم دوران بی‌قرارم همچو دف
  7. شمارهٔ ۲۱۲دیده تا چند به دیوار تو یا شاه نجف
  8. شمارهٔ ۲۱۳مقصد عاشق همین یار است دنیا بر طرف
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.