پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۵

ای قدّ تو چون معنی برجسته مصرع

ابروی تو دیوان قضا را شده مطلع

بخشیده صدف را کف نیسان تو هرگز

گردانده چمن را نم فیض تو مخلّع

از بهر تو شد دفتر ایام مرتب

در شأن تو هرجای کتابی است مسجّع

چون مهر بود خشت حریم تو نمودار

چون عرش بود شمسه ایوان تو ارفع

پیچید سر ار رشته ایام ز امرت

از تیغ هلاکش کند افلاک مقطّع

از روی ادب تا نکشد پا به حریمت

خورشید نشیند سر کوی تو مربّع

از بهر یدک تا کشد از پیش تو دوران

افکند فلک غاشیه بر زین مرصّع

هرجا که رود منقبتی از شه مردان

قصاب در آنجا تو ز جان باش مسمّع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۷ز دیدن تو شود دیده را حیا مانع
  2. شمارهٔ ۲۰۸بسوز بر تن خاکی ز داغ یار چراغ
  3. شمارهٔ ۲۰۹تنها نه دل لاله کباب است در این باغ
  4. شمارهٔ ۲۱۰رویت از آیینه ای دلدار می‌گیرم سراغ
  5. شمارهٔ ۲۱۱روز و شب در بزم دوران بی‌قرارم همچو دف
  6. شمارهٔ ۲۱۲دیده تا چند به دیوار تو یا شاه نجف
  7. شمارهٔ ۲۱۳مقصد عاشق همین یار است دنیا بر طرف
  8. شمارهٔ ۲۱۴گر نخواهی سازدت در بزم بی‌مقدار حرف
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.