پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

دیده تا چند به دیوار تو یا شاه نجف

مردم از حسرت دیدار تو یا شاه نجف

زین گلستان گل عیشم رسد آن دم که فتد

نظرم بر گل رخسار تو یا شاه نجف

روضه خلد برین خوار بود در نظرش

هر که گل چید ز گلزار تو یا شاه نجف

نیست حرفی که ز سرّ دو جهان آگاه است

هرکه شد آگه از اسرار تو یا شاه نجف

نقد و جنس دو جهان را به فدای تو نمود

هرکه گردید خریدار تو یا شاه نجف

گفتی آیی به سرم چون رودم از تن جان

نیست انکار در اقرار تو یا شاه نجف

بیمی از تاب صف حشر ندارد قصاب

هست در سایه دیوار تو یا شاه نجف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴گر نخواهی سازدت در بزم بی‌مقدار حرف
  2. شمارهٔ ۲۱۵غم از آیینه خاطر زدودم تا شدم عاشق
  3. شمارهٔ ۲۱۶گشت آن روزی که پیدا در سرم سودای عشق
  4. شمارهٔ ۲۱۷می‌روم تا کوی جانان آخر از تأثیر عشق
  5. شمارهٔ ۲۱۸کم خور ای روشن‌ضمیر از سفره دو نان نمک
  6. شمارهٔ ۲۱۹ای در نظرم نشو و نمای تو مبارک
  7. شمارهٔ ۲۲۰پس از وفاتم اگر بگذری تو بر سر خاک
  8. شمارهٔ ۲۲۱دهری که از او کام روا نیست چه حاصل
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.