پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۳

مقصد عاشق همین یار است دنیا بر طرف

زندگی بی یار دشوار است عقبا بر طرف

می‌برد تا بندر صورت دل سرگشته را

کار ما با چشم خون‌بار است دریا بر طرف

برگرفت از روی چون گل پرده بلبل شد خموش

غبن، حسن فیض گلزار است غوغا بر طرف

اینقدرها جان من کردن ستم بر عاشقان

نقص خوبی‌های دلدار است از ما بر طرف

گر بپرسند از تو روز حشر خون‌دار تو کیست

مصلحت قصاب انکار است دعوا بر طرف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۵غم از آیینه خاطر زدودم تا شدم عاشق
  2. شمارهٔ ۲۱۶گشت آن روزی که پیدا در سرم سودای عشق
  3. شمارهٔ ۲۱۷می‌روم تا کوی جانان آخر از تأثیر عشق
  4. شمارهٔ ۲۱۸کم خور ای روشن‌ضمیر از سفره دو نان نمک
  5. شمارهٔ ۲۱۹ای در نظرم نشو و نمای تو مبارک
  6. شمارهٔ ۲۲۰پس از وفاتم اگر بگذری تو بر سر خاک
  7. شمارهٔ ۲۲۱دهری که از او کام روا نیست چه حاصل
  8. شمارهٔ ۲۲۲عالم همه باطل غم عالم همه باطل
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.