پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۰

رویت از آیینه ای دلدار می‌گیرم سراغ

یار را در خانه اغیار می‌گیرم سراغ

خال را می‌جویم از دنباله ابروی دوست

نیست عیبم مهره را از مار می‌گیرم سراغ

شرح غم می‌پرسم از کاکل، ز زلف آشفتگی

شغل خویش از محرمان یار می‌گیرم سراغ

زخم دل را بخیه گیرا نیست تا بر خون نشست

تاری از آن موی عنبربار می‌گیرم سراغ

در میان عشق‌بازان من شدم باریک‌بین

بس‌که از آن طره طرار می گیرم سراغ

پیش پای یار برمی‌خیزم از جا چون غبار

بوی دلبر زان سبک رفتار می‌گیرم سراغ

هم ز گل می‌پرسم احوال تو هم از عندلیب

کم تو را می‌بینم و بسیار می‌گیرم سراغ

در زبانم نیست حرفی غیر حرف یار من

بس‌که قصاب از در و دیوار می‌گیرم سراغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲دیده تا چند به دیوار تو یا شاه نجف
  2. شمارهٔ ۲۱۳مقصد عاشق همین یار است دنیا بر طرف
  3. شمارهٔ ۲۱۴گر نخواهی سازدت در بزم بی‌مقدار حرف
  4. شمارهٔ ۲۱۵غم از آیینه خاطر زدودم تا شدم عاشق
  5. شمارهٔ ۲۱۶گشت آن روزی که پیدا در سرم سودای عشق
  6. شمارهٔ ۲۱۷می‌روم تا کوی جانان آخر از تأثیر عشق
  7. شمارهٔ ۲۱۸کم خور ای روشن‌ضمیر از سفره دو نان نمک
  8. شمارهٔ ۲۱۹ای در نظرم نشو و نمای تو مبارک
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.