پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

گوییا خط عارض آن دل‌ربا را کرده حفظ

طوطی این آیینه گیتی‌نما را کرده حفظ

جز خضر، عمر ابد دیگر نصیب کس نشد

خط او سرچشمه آب بقا را کرده حفظ

زعفرانی ساخت در عشق تو ما را ضعف تن

کاه ما از جذبه رنگ کهربا را کرده حفظ

کاروان شب گذشت از دل فغانی برنخاست

پنبه غفلت به گوش ما صدا را کرده حفظ

خسته عشقیم و درد ما است محتاج وفا

از ره شوخی طبیب ما دوا را کرده حفظ

ناله بی‌تابی دل در فلک پیچیده است

شورش دیوانه‌ام دارالشفا را کرده حفظ

با رضای دل گزیدم خاک درگاه رضا

آنکه قصاب از گزند دهر ما را کرده حفظ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲من که در بزم تو دارم راه پایی همچو شمع
  2. شمارهٔ ۲۰۳ای ز رخسار تو شب سوختن آموخته شمع
  3. شمارهٔ ۲۰۴هم در زمین و هم به سما می‌کنم سماع
  4. شمارهٔ ۲۰۵ای قدّ تو چون معنی برجسته مصرع
  5. شمارهٔ ۲۰۶لب آن شوخ طالب علم خندان است در واقع
  6. شمارهٔ ۲۰۷ز دیدن تو شود دیده را حیا مانع
  7. شمارهٔ ۲۰۸بسوز بر تن خاکی ز داغ یار چراغ
  8. شمارهٔ ۲۰۹تنها نه دل لاله کباب است در این باغ
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.