پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۸

چون سبزه از کنار گلستان دمیده خط

یا هاله گرد عارض ماهت کشیده خط

افتاده سایه پر طوطی بر آینه

یا قدرت‌آفرین به رخت آفریده خط

بس نازک است پشت لبت را کبود کرد

گردانده سنگ لعل تو را نامکیده خط

سربرزد از کنار گلستان حسن تو

گل تا ز باغ عارض ماه تو چیده خط

بیرون چو خضر کرده سر از چشمه بقا

آب حیات از لب لعلت چشیده خط

قصاب گرد چشمه جان سبزه رسته است

یا در کنار لعل لب او دمیده خط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۰گوییا خط عارض آن دل‌ربا را کرده حفظ
  2. شمارهٔ ۲۰۱مرا که هست ز هر باب کردگار حفیظ
  3. شمارهٔ ۲۰۲من که در بزم تو دارم راه پایی همچو شمع
  4. شمارهٔ ۲۰۳ای ز رخسار تو شب سوختن آموخته شمع
  5. شمارهٔ ۲۰۴هم در زمین و هم به سما می‌کنم سماع
  6. شمارهٔ ۲۰۵ای قدّ تو چون معنی برجسته مصرع
  7. شمارهٔ ۲۰۶لب آن شوخ طالب علم خندان است در واقع
  8. شمارهٔ ۲۰۷ز دیدن تو شود دیده را حیا مانع
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.