پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

دل به دهر حیله‌گر دادم غلط کردم غلط

رفت ذوق هستی از یادم غلط کردم غلط

خرمن عمری که جمع آورده بودم سال‌ها

داد دهر سفله بربادم غلط کردم غلط

ز آرزوی کوی شیرین کوه عصیان روزگار

بست بر گردن چو فرهادم غلط کردم غلط

یادگار از من به غیر از معصیت چیزی نماند

نفس کافر بود استادم غلط کردم غلط

در چمن عمری ندانستم که اصل جلوه چیست

من همان در فکر شمشادم غلط کردم غلط

کاری از من برنیامد تا به کار آید مرا

بود چون در دل غمت شادم غلط کردم غلط

با هزاران ماجرا دارد همان طول امل

زین جهان قصاب دل‌شادم غلط کردم غلط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸چون سبزه از کنار گلستان دمیده خط
  2. شمارهٔ ۱۹۹به هر کجا که روی باشدت خدا حافظ
  3. شمارهٔ ۲۰۰گوییا خط عارض آن دل‌ربا را کرده حفظ
  4. شمارهٔ ۲۰۱مرا که هست ز هر باب کردگار حفیظ
  5. شمارهٔ ۲۰۲من که در بزم تو دارم راه پایی همچو شمع
  6. شمارهٔ ۲۰۳ای ز رخسار تو شب سوختن آموخته شمع
  7. شمارهٔ ۲۰۴هم در زمین و هم به سما می‌کنم سماع
  8. شمارهٔ ۲۰۵ای قدّ تو چون معنی برجسته مصرع
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.