پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

می‌دهد هر ساعتی چشمش شرابم ز اعتراض

می‌نماید آتش لعلش کبابم ز اعتراض

نیست حرفش بیش از این کز پیش من کم کن گذر

زیر لب گاهی که می‌گوید جوابم ز اعتراض

روبرو هرگه که برخوردم به آن دریای حسن

همچو ماهی در خوی خجلت بر آبم ز اعتراض

همچو موم نحل کز خورشید می‌پاشد ز هم

پیش رخسار تو چون آیم خرابم ز اعتراض

دست از جان شسته در پیشش گریزم هر نفس

بر سر دریای بی‌تابی حبابم ز اعتراض

کی مرا بیدار سازد خوف روز رستخیز

چون کند افسون چشم او به‌‌ خوابم ز اعتراض

می‌برد قصاب بی‌هوشی به راه گلشنم

چون زند آن دل‌ربا بر رخ گلابم ز اعتراض

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶دل به دهر حیله‌گر دادم غلط کردم غلط
  2. شمارهٔ ۱۹۷یار هجران وفا کند به غلط
  3. شمارهٔ ۱۹۸چون سبزه از کنار گلستان دمیده خط
  4. شمارهٔ ۱۹۹به هر کجا که روی باشدت خدا حافظ
  5. شمارهٔ ۲۰۰گوییا خط عارض آن دل‌ربا را کرده حفظ
  6. شمارهٔ ۲۰۱مرا که هست ز هر باب کردگار حفیظ
  7. شمارهٔ ۲۰۲من که در بزم تو دارم راه پایی همچو شمع
  8. شمارهٔ ۲۰۳ای ز رخسار تو شب سوختن آموخته شمع
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.