پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳

چندان‌که حمد و سجده بود در نماز فرض

باشد میان ما و تو ناز و نیاز، فرض

مشق حقیقت است تماشای صنع دوست

باشد به طالبان تو عشق مجاز، فرض

بی‌رنج، راحتی نتوان یافت زین سفر

در راه کوی تو است نشیب و فراز، فرض

شب‌ها چنان‌که سوختن آید به کار شمع

باشد به اهل بزم تو سوز و گداز، فرض

الفاظ شوخ، زینت روی معانی است

باشد عروس بکر سخن را جهاز، فرض

قصاب می‌رویم به طوف حریم دوست

بر ما شده است رفتن راه حجاز، فرض

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵می‌رسد هر لحظه زخم تازه بر جان بی‌غلط
  2. شمارهٔ ۱۹۶دل به دهر حیله‌گر دادم غلط کردم غلط
  3. شمارهٔ ۱۹۷یار هجران وفا کند به غلط
  4. شمارهٔ ۱۹۸چون سبزه از کنار گلستان دمیده خط
  5. شمارهٔ ۱۹۹به هر کجا که روی باشدت خدا حافظ
  6. شمارهٔ ۲۰۰گوییا خط عارض آن دل‌ربا را کرده حفظ
  7. شمارهٔ ۲۰۱مرا که هست ز هر باب کردگار حفیظ
  8. شمارهٔ ۲۰۲من که در بزم تو دارم راه پایی همچو شمع
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.