پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

بیا که بی تو دمی نیست که اضطراب ندارم

ز دوری تو دگر نیم‌روزه تاب ندارم

دگر به مملکت تن ز سیل اشک دمادم

عمارتی که تواند شدن خراب ندارم

در این محیط که هجران بود کشاکش موجش

به خود گمان نفسی بیش چون حباب ندارم

به یاد روی تو ای مهر من دو دیده حسرت

کدام صبح که بر راه آفتاب ندارم

نشاط زندگی من بیا بیا که ز عمرم

هر آنچه می‌گذرد بی تو در حساب ندارم

کدام روز ز دست فراق و آتش دوری

دلی ز داغ برشته‌تر از کباب ندارم

ز شعرخوانی عاشق به راه خویش به خاطر

چو خط لعل تو یک بیت انتخاب ندارم

اگر ز من کسی احوال داغ هجر تو پرسید

ز بس‌که سوخته‌ام طاقت جواب ندارم

کدام گوشه که از زخم دل به خون ننشینم

کدام وقت که از دوریت عذاب ندارم

شبم به فکر که شاید تو را به خواب ببینم

زهی تصور باطل که بی تو خواب ندارم

به کوی یار تو قصاب نیست هیچ زمینی

که من ز دیده در آنجا گلی در آب ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹ما اسیران همه مرغان خوش‌الحان همیم
  2. شمارهٔ ۲۳۰شد گرم تمنای تو سودای نگاهم
  3. شمارهٔ ۲۳۱من آن نخلم که چون در موسم حاصل ثمر ریزم
  4. شمارهٔ ۲۳۲به عشق تو گر سر نبازم چه سازم
  5. شمارهٔ ۲۳۳تا خون خویش در ره جانانه ریختیم
  6. شمارهٔ ۲۳۴میان خوب‌رویان تا نمودند انتخاب از هم
  7. شمارهٔ ۲۳۵در عشق عاقبت به بلا مبتلا شدیم
  8. شمارهٔ ۲۳۶چگونه پیش تو آیم فسانه‌ای که ندارم
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.