پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۸

تا بار عشق بر دل پرغم گذاشتیم

چندین هزار غم به سر هم گذاشتیم

روزی که غمزه تو ز کین برکشید تیغ

ما دست رد به سینه مرهم گذاشتیم

دادیم سر به حکم تو از بهر قتل خویش

انگشت تا به دیده پرنم گذاشتیم

گردید ثبت دفتر غم سرنوشت ما

تا پای در قلمرو آدم گذاشتیم

یک‌باره ز اهل شوق گرفتند خوش‌دلی

بر محضر زمانه چو خاتم گذاشتیم

قصاب انتخاب نمودیم درد عشق

خوش منتی به مردم عالم گذاشتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۰شد گرم تمنای تو سودای نگاهم
  2. شمارهٔ ۲۳۱من آن نخلم که چون در موسم حاصل ثمر ریزم
  3. شمارهٔ ۲۳۲به عشق تو گر سر نبازم چه سازم
  4. شمارهٔ ۲۳۳تا خون خویش در ره جانانه ریختیم
  5. شمارهٔ ۲۳۴میان خوب‌رویان تا نمودند انتخاب از هم
  6. شمارهٔ ۲۳۵در عشق عاقبت به بلا مبتلا شدیم
  7. شمارهٔ ۲۳۶چگونه پیش تو آیم فسانه‌ای که ندارم
  8. شمارهٔ ۲۳۷زآتش عشق تو در هرجا که مأوا می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.