پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۵

ز حرف مدعی از الفت دلدار می‌ترسم

چمن پرورده‌ام از دوری گلزار می‌ترسم

ندارم قوّت دیدار ابروی کمانش را

ز تیر غمزه آن ترک بی‌زنهار می‌ترسم

میان ما و بلبل در چمن فرقی که هست این است

که او از خار و من از آن گل بی‌خار می‌ترسم

به من تا گشت ظاهر کز وفا دوراند مهرویان

همه از هجر و من از روز وصل یار می‌ترسم

همه شب می‌پرم پروانه‌سان بر گرد بالایش

ولی از آرزوی حسرت دیدار می‌ترسم

نمی‌گیرم ز لعلش بوسه‌ای قصاب تا دانی

گیاه خشکم از آن آتش رخسار می‌ترسم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۷بیا که بی تو دمی نیست که اضطراب ندارم
  2. شمارهٔ ۲۲۸تا بار عشق بر دل پرغم گذاشتیم
  3. شمارهٔ ۲۲۹ما اسیران همه مرغان خوش‌الحان همیم
  4. شمارهٔ ۲۳۰شد گرم تمنای تو سودای نگاهم
  5. شمارهٔ ۲۳۱من آن نخلم که چون در موسم حاصل ثمر ریزم
  6. شمارهٔ ۲۳۲به عشق تو گر سر نبازم چه سازم
  7. شمارهٔ ۲۳۳تا خون خویش در ره جانانه ریختیم
  8. شمارهٔ ۲۳۴میان خوب‌رویان تا نمودند انتخاب از هم
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.