پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۳

برنمی‌آید به کار کس ثبات بی‌محل

مرگ به زندانیان را از حیات بی‌محل

طبع اگر آزاده‌دل را نیست صرف لعل یار

کم ز صندل نیست در لذت نبات بی‌محل

زود پیدا گشت خط و کشت ما را ز اضطراب

گشت این معموره ویران از برات بی‌محل

جانب اغیار رو کردن ز خوبان بدنما است

نیست کمتر از گنه دادن ز کوه بی‌محل

مفلس عاصی است ز ارباب جهان قهارتر

ظلم بسیار است اکثر دردهات بی‌محل

نفس را سرکش نمودن از ملامت خوب نیست

کم ز کشتن نیست قصاب این نجات بی‌محل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۵ز حرف مدعی از الفت دلدار می‌ترسم
  2. شمارهٔ ۲۲۶ای شمع دل‌افروز به قربان تو گردم
  3. شمارهٔ ۲۲۷بیا که بی تو دمی نیست که اضطراب ندارم
  4. شمارهٔ ۲۲۸تا بار عشق بر دل پرغم گذاشتیم
  5. شمارهٔ ۲۲۹ما اسیران همه مرغان خوش‌الحان همیم
  6. شمارهٔ ۲۳۰شد گرم تمنای تو سودای نگاهم
  7. شمارهٔ ۲۳۱من آن نخلم که چون در موسم حاصل ثمر ریزم
  8. شمارهٔ ۲۳۲به عشق تو گر سر نبازم چه سازم
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.