پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

منم فتاده به راه تو خاکسار مشخّص

به روی آینه گیتی‌ام غبار مشخّص

به هرکجا که روم ز آه و اشک بادم و باران

به دور سبزه خط توام غبار مشخّص

ز پای تا به سرم نیست عضو بی گل داغت

از این چمن منم امروز لاله‌زار مشخّص

نه حاصلی نه نمودی نه سایه‌ای و نه سودی

به گرد این چمنم کرده‌ای حصار مشخّص

فراق روی توام کرده است پرده قانون

خیال زلف توام ساخته است تار مشخّص

شده است تا تن قصاب پایمال حوادث

به چشم خلق بود خاک رهگذار مشخّص

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳چندان‌که حمد و سجده بود در نماز فرض
  2. شمارهٔ ۱۹۴می‌دهد هر ساعتی چشمش شرابم ز اعتراض
  3. شمارهٔ ۱۹۵می‌رسد هر لحظه زخم تازه بر جان بی‌غلط
  4. شمارهٔ ۱۹۶دل به دهر حیله‌گر دادم غلط کردم غلط
  5. شمارهٔ ۱۹۷یار هجران وفا کند به غلط
  6. شمارهٔ ۱۹۸چون سبزه از کنار گلستان دمیده خط
  7. شمارهٔ ۱۹۹به هر کجا که روی باشدت خدا حافظ
  8. شمارهٔ ۲۰۰گوییا خط عارض آن دل‌ربا را کرده حفظ
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.