پرش به محتوای اصلی
قصاب کاشانی قصاب کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

هزار حیف کزین عمر پنج‌روزه خویش

نیافتیم که ما را چه خواهد آمد پیش

به سعی ناخن تدبیر خویش غره مباش

که عقده‌ها است در این راه پرخطر در پیش

به شهد بیهده دست طمع دراز مکن

به هوش باش که نوش سپهر دارد نیش

ز پا فتاده‌ام ای پادشاه کون و مکان

تو رحم کن ز ره لطف بر من درویش

نگاه کن به رخ زرد و اشگ گلگونم

ببین چه می‌کشم از دست نفس کافر خویش

خوشم ز مصرع حافظ که گفت ای قصاب

چه‌ها است بر سر این قطره محال‌اندیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸بدان قرار که تن را بود به جان اخلاص
  2. شمارهٔ ۱۸۹عشق آمد و مرا ز الم می‌کند خلاص
  3. شمارهٔ ۱۹۰می‌کند بی‌گنه‌ام هر نفس آن یار قصاص
  4. شمارهٔ ۱۹۱منم فتاده به راه تو خاکسار مشخّص
  5. شمارهٔ ۱۹۲ای پای تا به سر همه عضوت تمام، فیض
  6. شمارهٔ ۱۹۳چندان‌که حمد و سجده بود در نماز فرض
  7. شمارهٔ ۱۹۴می‌دهد هر ساعتی چشمش شرابم ز اعتراض
  8. شمارهٔ ۱۹۵می‌رسد هر لحظه زخم تازه بر جان بی‌غلط
همه‌ی غزلیات ←

قصاب کاشانی درباره‌ی قصاب کاشانی

سعید قصاب کاشانی از شاعران دورهٔ صفویه بود که در سدهٔ یازدهم و دوازدهم قمری می‌زیست. از زندگی وی اطلاعات دقیقی در دست نیست و خود نیز در اشعارش به امور زندگی اشارتی نکرده است. اما آنچه به طور جسته و گریخته از اشعار او درک می‌شود این است که مردی کاسب و تهیدست بوده است. به‌طور قطع و یقین حرفهٔ او قصابی بوده و به همان جهت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.