پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال

بلند اقبال

غزلیات

۵۱۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ مشکل دل گفتم اززلفت یقین حل گشته است
  2. شمارهٔ ۶۲ شمع این نوری که می بینی به سر بگرفته است
  3. شمارهٔ ۶۳ تا صبا را تاری از زلفت به دست افتاده است
  4. شمارهٔ ۶۴ زلف بر رخسار آن والاگهر افتاده است
  5. شمارهٔ ۶۵ تا به زلفت پیچ وخم افتاده است
  6. شمارهٔ ۶۶ از دو جا آسانِ ما را شیخ مشکل کرده است
  7. شمارهٔ ۶۷ امشب اسماعیل شب را عیدقربان کرده است
  8. شمارهٔ ۶۸ توچه خوردی که لبت این همه شیرین شده است
  9. شمارهٔ ۶۹ از سیه چشم توروزم سیه است
  10. شمارهٔ ۷۰ دهر ومافیها که شد موجود از بهر علی است
  11. شمارهٔ ۷۱ گفتمش از غم توجانم خست
  12. شمارهٔ ۷۲ شدآن پری به جلوه و ناگاه روببست
  13. شمارهٔ ۷۳ چنانم ساقی ازمی کرده سرمست
  14. شمارهٔ ۷۴ هیچ دانی چه به من کرده غمت
  15. شمارهٔ ۷۵ دلبر ما نه همی طره پر خم با اوست
  16. شمارهٔ ۷۶ چشم ما را نور از دیدار توست
  17. شمارهٔ ۷۷ قدمن کاین سان خمیده است از خم ابروی توست
  18. شمارهٔ ۷۸ آیه والشمس وصف روی توست
  19. شمارهٔ ۷۹ باشد دلم ز روی روی جناب دوست
  20. شمارهٔ ۸۰ نه همی حسن چهره دارددوست
  21. شمارهٔ ۸۱ کس نگوید ختن وتبت وتاتاری هست
  22. شمارهٔ ۸۲ گفتم که تو را نیست وفاگفت کمی هست
  23. شمارهٔ ۸۳ ای دل ار یار منی با دگران کارت چیست
  24. شمارهٔ ۸۴ گر تو دلدار منی با دیگرانت کار چیست
  25. شمارهٔ ۸۵ سالکی کوبی خبر از خویش نیست
  26. شمارهٔ ۸۶ روزگاری است که هیچم خبری از دل نیست
  27. شمارهٔ ۸۷ بی وفایی چو تو درعالم نیست
  28. شمارهٔ ۸۸ عاشق روی تو صاحب نظری نیست که نیست
  29. شمارهٔ ۸۹ به پیش یار مرا هیچ اعتباری نیست
  30. شمارهٔ ۹۰ غمین مباش که چیزی ز عمر باقی نیست
  31. شمارهٔ ۹۱ مشکی عجب ز گیسو آن ترک ماه رو داشت
  32. شمارهٔ ۹۲ چنگم از زلف به دل آن بت دلبر زد ورفت
  33. شمارهٔ ۹۳ دوشم آن ترک پریچهره به بر آمد ورفت
  34. شمارهٔ ۹۴ گرد رویتخط سیاه گرفت
  35. شمارهٔ ۹۵ ذکری که تا سحر دوش صوفی به های وهو گفت
  36. شمارهٔ ۹۶ زقامت کرده ای بر پا قیامت
  37. شمارهٔ ۹۷ گفتم که درد دارم گفتا دوا دهیمت
  38. شمارهٔ ۹۸ ز من بخت سیه برگشته چون برگشته مژگانت
  39. شمارهٔ ۹۹ رشک می آیدم ز پیرهنت
  40. شمارهٔ ۱۰۰ چه سان از رخ دهم نسبت به ماهت
  41. شمارهٔ ۱۰۱ از بی وفایی یار دارم بسی شکایت
  42. شمارهٔ ۱۰۲ دلا تا چند ابجد تا کی ابتث
  43. شمارهٔ ۱۰۳ تو شاه حسنی و داری ز مشک بر سر تاج
  44. شمارهٔ ۱۰۴ داده شه فرمان که عطاران معافند از خراج
  45. شمارهٔ ۱۰۵ سر زلف تو می گردد به رخسار تو گاهی کج
  46. شمارهٔ ۱۰۶ زده است زلف تو چنبر به رخ چو مار به گنج
  47. شمارهٔ ۱۰۷ دمید گل به چمن ساقیا بیاور راح
  48. شمارهٔ ۱۰۸ اگر که تیغ کشی و کنی مرا مذبوح
  49. شمارهٔ ۱۰۹ گوید ار کس ز معجزات مسیح
  50. شمارهٔ ۱۱۰ چه خوردی که گشتی چنین ارغوان رخ
  51. شمارهٔ ۱۱۱ دل برد و گشت پنهان از چشمم آن پری رخ
  52. شمارهٔ ۱۱۲ تو را به است ز به غبغب وز سیب زنخ
  53. شمارهٔ ۱۱۳ مدار باک ز تکفیر و بیم از توبیخ
  54. شمارهٔ ۱۱۴ آن نگار از گریه طفل دل مرا آرام کرد
  55. شمارهٔ ۱۱۵ دوش از بی مهری آن مه غمین بودم زیاد
  56. شمارهٔ ۱۱۶ هر قطره خونی که ز چشم ترم افتد
  57. شمارهٔ ۱۱۷ ز غم هر دم دل خون دیده ام خونبارتر گردد
  58. شمارهٔ ۱۱۸ تا رز آرد غوره وآن غوره تا انگورگردد
  59. شمارهٔ ۱۱۹ زاهدا کم کن بلنداقبال را تکفیر و رد
  60. شمارهٔ ۱۲۰ منجم گفتامشب مه قران با آفتاب دارد

متن اشعار به نقل از گنجور.