پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

زقامت کرده ای بر پا قیامت

قیامت قامتی ای سروقامت

به پایت کس نکرد ار جانفشانی

گران جانی نموده است از لئامت

چوازحسن تو زاهد با خبر نیست

ز عشقت می کندما را ملامت

تورامأموم گردد شیخ وزاهد

کنی از روی مستی گر امامت

به پیغامی دهی جان مردگان را

تعالی الله از این فضل وکرامت

گذشته ز اشک سرخ و چهره زرد

بود با عاشقانت صد علامت

بلند اقبال اگر عاشق نمی بود

ز جان و زندگی بودش ندامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸ز من بخت سیه برگشته چون برگشته مژگانت
  2. شمارهٔ ۹۹رشک می آیدم ز پیرهنت
  3. شمارهٔ ۱۰۰چه سان از رخ دهم نسبت به ماهت
  4. شمارهٔ ۱۰۱از بی وفایی یار دارم بسی شکایت
  5. شمارهٔ ۱۰۲دلا تا چند ابجد تا کی ابتث
  6. شمارهٔ ۱۰۳تو شاه حسنی و داری ز مشک بر سر تاج
  7. شمارهٔ ۱۰۴داده شه فرمان که عطاران معافند از خراج
  8. شمارهٔ ۱۰۵سر زلف تو می گردد به رخسار تو گاهی کج
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.