پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

دلبر ما نه همی طره پر خم با اوست

هر چه حسن است در آفاق مسلم با اوست

مشمر ای دل صفت حسن که دارد همه را

مهربانی بود وبس که همی کم با اوست

همه بیمار از آنیم که یار است طبیب

همه مجروح دلانیم که مرهم با اوست

چشمت از مژه اگر لشکر توران دارد

دل ما فتح کندشوکت رستم با اوست

یک محرم به همه سال بود با دو ربیع

چهر و زلف تو ربیعی دو محرم با اوست

می چونوشی وشوی مست عذارت ز عرق

به نظر تازه گلی هست که شبنم با اوست

دلم ازعشق رخ دوست بلنداقبال است

با وجودی که غم ومحنت عالم با اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷قدمن کاین سان خمیده است از خم ابروی توست
  2. شمارهٔ ۷۸آیه والشمس وصف روی توست
  3. شمارهٔ ۷۹باشد دلم ز روی روی جناب دوست
  4. شمارهٔ ۸۰نه همی حسن چهره دارددوست
  5. شمارهٔ ۸۱کس نگوید ختن وتبت وتاتاری هست
  6. شمارهٔ ۸۲گفتم که تو را نیست وفاگفت کمی هست
  7. شمارهٔ ۸۳ای دل ار یار منی با دگران کارت چیست
  8. شمارهٔ ۸۴گر تو دلدار منی با دیگرانت کار چیست
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.