پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

آیه والشمس وصف روی توست

سوره واللیل شرح موی توست

وصف طوبی را که زاهد می کند

شمه ای از قامت دلجوی توست

جنت از کوی تو باشد قصه ای

حصه ای دوزخ ز سوزان خوی توست

تو چوخورشید ودل حربا صفت

روی دل هر جا تو باشی سوی توست

اینکه بینی گشته خم قد هلال

بهر تعظیم خم ابروی توست

گر هوای گوی وچوگان باشدت

زلف توچوگان دل من گوی توست

دم ز خوشبوئی زد از بس مشک چین

روسیه از خجلت گیسوی توست

هم منور چشم من از روی تو

هم معطر مغز من از بوی توست

گربلند اقبال وفرخ طالعم

از تووعشق رخ نیکوی توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰نه همی حسن چهره دارددوست
  2. شمارهٔ ۸۱کس نگوید ختن وتبت وتاتاری هست
  3. شمارهٔ ۸۲گفتم که تو را نیست وفاگفت کمی هست
  4. شمارهٔ ۸۳ای دل ار یار منی با دگران کارت چیست
  5. شمارهٔ ۸۴گر تو دلدار منی با دیگرانت کار چیست
  6. شمارهٔ ۸۵سالکی کوبی خبر از خویش نیست
  7. شمارهٔ ۸۶روزگاری است که هیچم خبری از دل نیست
  8. شمارهٔ ۸۷بی وفایی چو تو درعالم نیست
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.