پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

سالکی کوبی خبر از خویش نیست

در طریقت پیش ما درویش نیست

هیچ مستی نیست بی رنج خمار

هیچ نوشی در جهان بی نیش نیست

من که از می خوردنم شه آگه است

پس ز شیخ وشحنه ام تشویش نیست

احولی کم کن صنم را باصمد

درمیان موئی تفاوت بیش نیست

نیست جز دلبر پرستی کار عشق

عاشقان راکفر ودین درکیش نیست

درد اگر آید ز دلبر درد نیست

ریش اگر باشد ز جانان ریش نیست

کی بلنداقبال گردد کس چومن

گر به چنگ گرگ غم چون میش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷بی وفایی چو تو درعالم نیست
  2. شمارهٔ ۸۸عاشق روی تو صاحب نظری نیست که نیست
  3. شمارهٔ ۸۹به پیش یار مرا هیچ اعتباری نیست
  4. شمارهٔ ۹۰غمین مباش که چیزی ز عمر باقی نیست
  5. شمارهٔ ۹۱مشکی عجب ز گیسو آن ترک ماه رو داشت
  6. شمارهٔ ۹۲چنگم از زلف به دل آن بت دلبر زد ورفت
  7. شمارهٔ ۹۳دوشم آن ترک پریچهره به بر آمد ورفت
  8. شمارهٔ ۹۴گرد رویتخط سیاه گرفت
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.