پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

گر تو دلدار منی با دیگرانت کار چیست

روز و شب کار تواندرمجلس اغیار چیست

گفتمت ماهی ولی دیدم خطا گفتم خطا

گر توماهی بر رخت گیسوی عنبر بار چیست

گفتمت سروی ولی دیدم غلط کردم غلط

گر تو سروی با قدت این جلوه و رفتار چیست

گفتمت ضحاک عهد مائی از جور وستم

گر نه ای ضحاک بر دوشت ز گیسو مار چیست

با دو چهر نازنینت رونق گلزار چه

با دو زلف عنبرینت نافه تاتار چیست

بارها گفتی چو گردم مست بوسی بدهمت

از پس اقرار بد عهدی مکن انکار چیست

گفته بودی سیم و زرده وصل اگر خواهی ز ما

گوبلند اقبال جان ده درهم ودینار چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶روزگاری است که هیچم خبری از دل نیست
  2. شمارهٔ ۸۷بی وفایی چو تو درعالم نیست
  3. شمارهٔ ۸۸عاشق روی تو صاحب نظری نیست که نیست
  4. شمارهٔ ۸۹به پیش یار مرا هیچ اعتباری نیست
  5. شمارهٔ ۹۰غمین مباش که چیزی ز عمر باقی نیست
  6. شمارهٔ ۹۱مشکی عجب ز گیسو آن ترک ماه رو داشت
  7. شمارهٔ ۹۲چنگم از زلف به دل آن بت دلبر زد ورفت
  8. شمارهٔ ۹۳دوشم آن ترک پریچهره به بر آمد ورفت
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.