پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

از دو جا آسانِ ما را شیخ مشکل کرده است

قول شاهد را قبول و ثبت در دل کرده است

گفتمش بین این سند را پا به مهر و معتبر

شاهد بی‌دین تو را از کار غافل کرده است

حکم اگر خواهی کنی از روی حق کز بین به حق

حق تو را خلق از برای حق و باطل کرده است

گفت نتْوان گفت بی پا این سند در دست توست

لیک شاهد کار را بسیار مشکل کرده است

گفتمش بنگر ز شاهد مهر بر روی سند

گفت شاید بوده غافل مهر را ول کرده است!

گشت شاهد شاد چون حرفی زد و مقبول شد

چون کنم من حرف شاهد کار عادل کرده است

پا برم از شیخ تا دیگر نبینم روی او

دل به کفر و کبر و نخوت بس که مایل کرده است

بر سر آن شیخ رو، حرفی بزن، کن جستجو

حق‌پرستی را ببین بهر چه زایل کرده است

هم به شاهد گو که یزدان آیهٔ نار جحیم

غافلی گویا که در شأن تو نازل کرده است

چون بلنداقبال رویش با خدا شد، با خدا

جان ز طوفان برد و اکنون جا به ساحل کرده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸توچه خوردی که لبت این همه شیرین شده است
  2. شمارهٔ ۶۹از سیه چشم توروزم سیه است
  3. شمارهٔ ۷۰دهر ومافیها که شد موجود از بهر علی است
  4. شمارهٔ ۷۱گفتمش از غم توجانم خست
  5. شمارهٔ ۷۲شدآن پری به جلوه و ناگاه روببست
  6. شمارهٔ ۷۳چنانم ساقی ازمی کرده سرمست
  7. شمارهٔ ۷۴هیچ دانی چه به من کرده غمت
  8. شمارهٔ ۷۵دلبر ما نه همی طره پر خم با اوست
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.