پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

دهر ومافیها که شد موجود از بهر علی است

دهر تا بوده است ومی باشد همه دهر علی است

این همه عالم که یزدان خلق فرمود و کند

در همه عالم به هر جا بگذری شهر علی است

دوزخ و جنت که می گویند درعقبی بود

جنت آن مهر علی ودوزخ آن قهر علی است

سلسبیل وکوثروجنت که بشنیدی ز خلق

خوب اگر خواهی بدانی جوئی از نهر علی است

فاش گویم زاهدان هر چند تکفیرم کنند

معصیت به از ثواب آید اگر بهر علی است

هست شیرین تر ز نوش غیر نیش از دست دوست

خوشتر از تریاق می باشد اگر زهر علی است

نی بلنداقبال را با کی ز زهر معصیت

از محبت در دل اوچون که پازهر علی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲شدآن پری به جلوه و ناگاه روببست
  2. شمارهٔ ۷۳چنانم ساقی ازمی کرده سرمست
  3. شمارهٔ ۷۴هیچ دانی چه به من کرده غمت
  4. شمارهٔ ۷۵دلبر ما نه همی طره پر خم با اوست
  5. شمارهٔ ۷۶چشم ما را نور از دیدار توست
  6. شمارهٔ ۷۷قدمن کاین سان خمیده است از خم ابروی توست
  7. شمارهٔ ۷۸آیه والشمس وصف روی توست
  8. شمارهٔ ۷۹باشد دلم ز روی روی جناب دوست
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.